+  

 

ولنتانتون مبارک هه هه بد 1 هفته اومدم ولن تبریک میگم!! من که روز ولنتانو سر کار بودم ولی یه 2  3 ساعت اون وصتا وقت داشتم رفتم رایلنو دیدم! رایلن تولدش یه روز قبل از ولنتانه بد همیشه من زورم میاد واسه بچه چیزی بگیرم واسه ولنتان نیشخند آخه فک کن شب تولدش هم کارت میگیری هم کادو هم گل بد فرداش همه ی این کارارو دوباره تکرار کنی!! اصلا حسش نمیاد بخدا!ولی من یه کارت ولنتاین براش گرفتم فقط ولی اون بیچاره هم شکلات هم گل هم خرس هم کارت! از خود راضی

 شب تولدش که چون دوشمبه بود من که تا ساعت 9 کلاس داشتم ولی دیدم بچه خیلی دلش میخواد منم شب تولدش باشم آخه قرار بود با مامان باباش اینا برن شام بیرونو اینا ولی چون اینا همیشه واسه تولد رایلن یه کاری باید بکنن قرار بود جمعه از صب بریم یه جایی که سورپراز بود منم گفتم خب من جمعه رو میام ولی دوشمبه کلاس دارمو اینا دیگه آخرین لحظه گفتم کلاسو بپیچونم دل بچه رو شاد کنم شب تولدش!!! بد دیگه شام رفتیم بیرونو کادوهارو دادیم.. من امسال براش کادو نخریدم وای متنفرم از کادو خریدن خیلی سخته! ینی من خیلی حساسم دوس دارم کادویی که میگیرمو طرف عاشقش بشه وگرنه واسه چی بگیرم! بد ایندفه خودش گفت پول بدین بهم برم نمیدونم چیچی بگیرم واسه ماشینم! آخه این رایلن ما عشق ماشینه ینی تو یه ماشین بهش بده میکنه واست عروسک!! یه خطم روش نمیندازه خلاصه ماشینشو خیلی دوس داره خیلی هم خرجش میکنه و اینا منم از خدا خواسته گفتم پس بهش پول میدم میدونم یه ذره ویرده که جی اف به بی اف پول بده ولی دیگه بد 2 سال دوستی زیاد مهم نیس فک کنم ینی چون خودش پول ترجیح میداد دیگه منم گفتم پس پول میدم! آخه واقعا من دیگه نمیدونم چی بگیرم تو این 2 سال به مناسبتهای مختلف هر چی فکرشو کنی براش خریدم و هنوزم داره استفاده میکنه دیگه چی بگیرم خب؟؟ منم بدم میاد برم کادوهای آشغالی ارزون مرزون بخرم که فقط بگم کادو خریدم! دیگه شب بدی نبود یه شام خوردیمو اومدیم خونه هامون.. جمعه هم رفتیم  کار ریسینگ! همون رالی ایران ولی خیلیی خیلی شدیدتر! ینی کر شدم به گ..ه خوردن افتاده بودم که چرا رفتم!! فک کن 6 ساعت ما نشسته بودیم به ماشینایی که 300 مایل در ساعت میرفتن نیگا میکردیم بد اینا وقتی تیک آف میکردن حس میکردی این پرده های گوشات داره جر میخوره ینی نمیدونین چی میگم  همه ی بدن آدم میلرزه انقدر که اینتنسه!! یکی 2 تای اولو دوس داشتم گفتم وای چه باحال ولی 6 ساعت 100 تا ریس دیدیم دیگه رو مخم بود اون صداو اینا! 

راستی دارم ماشین جدید میخرم! فعلا داریم میگردیم با کمک بابای رایلن.. آخه خیلی خوبه تو ماشین پیدا کردن ماشینی هم که من میخوام چون خیلی اسپورتیه باید مطمن باشیم که آدم قبلی ابیوزش نکرده و اینا! اسمش Nissan 350z هست برید ببینید نظر بدید نیشخند آخه مامانم هی میگه برو سوناتا بگیر یا نمیدونم تویوتا بگیر ولی من میگم اونا مال آدمای زنو بچه داره من ماشین اسپورت میخوام بدن که بچه دار شدم میرم ماشین 4 در میگیرم! 

فعلا بای بای

نویسنده : میرا ; ساعت ٦:۳٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+  

آقا ما رفته بودیم دیزنی لند اونم با کی رایلن ایناااا!!!!! نمیدونم تو ایران کسی میدونه دیزنیلند کجاست یا نه اینجا که خیلی معروفه یه پارکه ولی فقط یه پارک نیستش یه شهره واسه خودش خیلییی بزرگه همه ی شخصیتهای کارتونی هستن مس میکی موس سفید برفی اینا ولی فقط مال بچه ها نیستش یه جوری ساختنش که همه سنی باهاش حال میکنه. از وقتی که منو رایلن با هم دوست شده بودیم اینا 4  5 دفه رفته بودن هر دفه هم سعی میکردن منو ببرن نمیشد دفه اول که من داشتم میرفتم ایران دفه های بعدی هم که مامانم اینا میگفتن نهههه ینی چی ما ایرانی هستیم ینی چی تو پاشی باهااشون بری مسافرت بد ما میگفتیم بابا ما که تنها نمیریم مامان باباشو داداششم هستن دیگه همشم که باهمیم و اینا. بد ایندفه دیگه مامان رایلن زنگ زد به مامانم حرف زدنو اون گفت ما واسه میرا یه اتاق جدا میگیریمو نگران نباشین همش باهم خواهیم بود اینا که تنها نمیمونن باهمو این حرفا که دیگه مامانه رضایت دادو ما رفتیم.. اونم چییی 4 رووووز!! خیلی خوش گذشت ینی 2 روز اولش که راقعا حال کردیم مخصوصا برای من که دفه ی اولم بود همه چی خیلی باحالتر بود. همیشه رایلن اینا که میرفتن چند روز میموندن من هی قر میزدم بابا ینی چی آخه مگه شماها بچه این انقدر میرین دیزنیلند؟  یه پارکه دیگه میرین چند روز میمونید خسته نمیشین؟ هی میگفتن تو نرفتی نمیدونی باید بیای خودت میفمی فقط پارک نیستش خسته هم نمیشی.. ولی راست میگن خدایی من داشتم میرفتم میگفتم وای مگه چند دفه هر چیزی رو میخوایم سوار شیم که 4 روز میمونیم ولی با اینکه 4 روز موندیم هنوز نتونستیم همه چیزو سوار شیم انقدر که بزرگ بود..فقط روز آخری دیگه رایلن مریض شد نمیتونست بیاد باهامون همه چی سوار شه خوب نبود... بد بخاطر همین یه سیزن پس گرفتیم که دوباره بریم اینم از تعطیلات کریس مسی ما! آها راستی 

بدشم که دانشگاه دوباره شروع شدو بدبخت شدیم رفت. خیلی این ترم برنامم بده دوشمبه چارشمبه از ساعت 12 تا 9 شب کلاس دارم ینی تا بیام خونه ساعت 10 شب..جمعه هم کلاس دارم بقیه ی روزا هم کار میکنم اصلا وقت نمیکنم رایلنو ببینم خیلییی بدههههههه فقط ویکند میتونم یه روز ببینمش یه شمبه هم باید درس بخونمو اینا اصلا دوس ندارم این ترمو. یه کار جدید هم گرفتم اصلا هیچ وقتی برام نمیذاره. منتظرم این ترم تموم شه مرده شور برده 3 ماه دیگه مونده ای خدا!!!

من دیگه برم بدرسم. همه جمع شده دیگه موندم چه جوری بخونم واااای

بای بای

نویسنده : میرا ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک